|
من شاعرانه های خودم را گریستم
|
و باز هم غزلی نه چندان جدید
.gif)
تنها میان چشم های تو یک اتصال آسمانی بود
می آمدی آرام و ترد و ترش٬ حتّی نگاه تو کمانی بود
من بودم و یک عالمه احساس ،در لابه لای دفتر شعرم
اما زبانم قاصر و قلبم ،دنیایی از حرف جوانی بود
بی معرفت هرگز نفهمیدی ،این سربه زیر محو احساسات
در لابه لای اشک های خود، محتاج یک پادرمیانی بود
در کورسوی طاقت دنیا ،بین زبان ها فرق بسیار است
شایدکه در تقدیر خاموشم حرف مرا باید نخوانی بود